آدم‌صورتان

No Comments

نخبه و خرچنگ

No Comments

تجاوز و تبریک

No Comments

سوریه و سیلیکن

No Comments

مترسک و فاجعه

0

نخست بهتر است کمی از فاجعة 1367 یا به طور کلی دوران «انقلاب» و خصوصاً دهة 60 و روزهای سروری «خط امام» بگوئیم. ولی همانطور که شاهدیم تغییرات سیاسی در افغانستان، لبنان، ترکیه و سوریه گام به گام دنبال می‌شود و مشکل می‌توان سرنوشت ملت ایران را امروز خارج از این تحولات بررسی کرد. در نتیجه، در دنباله سعی خواهیم داشت بازتاب این تحولات را تا حد امکان در سطح سیاست منطقه و خصوصاً سیاست داخلی حکومت اسلامی دنبال کنیم. پس نخست بپردازیم به فاجعه!

در 22 بهمن 57، روزی که ارتش شاهنشاهی، با چرخشی 180 درجه، بر دوران پهلوی‌ها و «مدرنیسم» آبکی «پیمان سنتو» خط بطلان کشیده، آخوندیسم را به دامان «پرمهر» خود فراخواند، کم‌تر کسی سخن از هم‌سوئی «قدرت وابسته» و سرکوبگر نظامیان با «جنبش»‌ به اصطلاح آزادیخواهانة «اسلامی»‌ به میان آورد. با این وجود، مورخان این سرزمین بخوبی می‌دانستند که این «ارتش» پیشتر نیز در شهریور 1320، 28 مرداد 1332، و حتی دوران «انقلاب سفید» دقیقاً همین چرخش‌ها‌ را به صور متفاوت انجام داده بود. خلاصه بگوئیم، اقدام «نوآورانه» و «نابی» در میان نبود. این محدودیت شدید نگرش سیاسی و فروهشتگی دست‌اندرکاران سیاست کشور بود که به ایرانیان اجازه نداد تا با این واقعیات آشنا شوند.

شرایط به نحوی فراهم آمد تا هر کس از این «چرخش‌ منحوس» امنیتی به عنوان کودتا بر علیه مطالبات دمکراتیک و آزادیخواهانة ملت ایران سخن به میان آورد،‌ به سرعت منفور و منزوی شود. ایرانیان بسیاری منزوی شدند، تا هیاهوی «پیروزی» بتواند فضای کشور را بیالاید، و گردان‌های سازماندهی شده متشکل از ساواکی‌ها، لات‌ولوت‌ها و اوباش «انقلابی» با عربدة «الله‌اکبر» فضای شهری را به تصرف خود در آورند. ولی امروز نیز، پس از گذشت بیش از سه دهه، احدی از آنچه بر ما ملت گذشته سخن نمی‌گوید، هر چند بسیاری چنین می‌نمایانند که سعی تمام در تحلیل و بررسی «تبعات» آن دارند! خلاصه بگوئیم، حضرات ریشه‌ها را رها کرده به بررسی ساقه‌ها مشغول شده‌اند!

ولی «نمایش» روحوضی و مفتضحانة 22 بهمن 57، از منظر تاریخی و منطقی نمی‌توانست نتیجه‌ای جز آنچه در دهة 1360 شاهد بودیم به ارمغان آورد. آنان که بدون عنایت به ریشه‌های امنیتی و نظامی این فاشیسم که در ارتباط با ساختارهای دوران پهلوی به وجود آمده بود تحولات دهة 60 را که به تحکیم «رسمی» و «قانونی‌نمای» پایه‌های یک فاشیسم وابسته و خونریز منجر شد بررسی می‌کنند،‌ مخاطب را به کژراهه خواهند انداخت. ساختار قدرت نه یک‌شبه ایجاد می‌شود و به طریق اولی یک‌شبه نیز تفویض نخواهد شد! اگر مشتی لات‌ولوت با جنجال و هیاهو به قول خودشان «کمیتة انقلاب» تشکیل دادند، این کمیته‌ها تحت نظارت شهربانی میرپنج و ساواک آریامهری «اداره» می‌شد؛ و در همینجا بگوئیم، شق دیگری نمی‌تواند از منظر کارورزی و عملی قابل اعتنا باشد و تحلیل شود.

در همین راستا، روح‌الله خمینی به همان اندازه «مسئول» شرایط آنروزها بود که میر‌حسین موسوی، خامنه‌ای، ابراهیم یزدی و بنی‌صدر و … خلاصة کلام، اینان همچون عروسک‌های خیمه شب‌بازی هیچ‌کاره بودند، یا بهتر بگوئیم همان ساختار نظامی کودتاچی ‌ بندهای این لعبتکان را از پشت صحنه می‌کشید و برای‌شان «سناریو» می‌نوشت. دیدیم که هر کدام از این آدمک‌ها زمانیکه به پایان نقش خود در «سناریو‌» می‌رسید چگونه بادش در می‌رفت و نقش زمین می‌شد! به عبارت دیگر، نفخ وجیه‌الملگی و نمایندگی تام‌الاختیار «مردم» از غبغب‌اش در می‌رفت؛ فس‌اش در می‌آمد، و هم رخسارش گلگون می‌شد و هم خشتک‌‌اش «پرخون»! آخرین نمونه از این لعبتکان کسی نیست جز میرحسین موسوی، جنایتکار شناخته شدة دهة 1360 و نخست‌وزیر «محبوب» امام خمینی.

امروز شاهدیم که پیرامون جنایاتی که طی دهة 60 در زندان‌های کشور به وقوع پیوسته ـ در این دوره میرحسین موسوی و ملاممد خاتمی به ترتیب نخست‌وزیر و وزیر ارشاد بودند ـ گروهی به قصد رایزنی تاریخی قیام کرده‌اند. البته این عمل فی‌نفسه بسیار دلنشین است، به شرط آنکه مسیر تحلیل درست دنبال شود و بعضی‌ها در پی زدن به بیراهه نباشند. نخست بگوئیم، مرتبط نمودن قتل‌عام نزدیک به هفت هزار زندانی سیاسی به موجود مفلوک و بی‌اهمیتی چون میرحسین موسوی در واقع ارائة‌ تصویر «قدرقدرت» از یک مترسک است.

موسوی همانطور که بارها با تکیه بر روند «عروج» سیاسی‌اش گفته‌ایم، یک «آدمک» بیش نیست، موجودی که در جالیز خیار و کمبزه برای ترساندن پرندگان نصب می‌شود. این فرد اصولاً در جایگاهی نیست که بتواند پاسخگوی چنین کشتار گسترده‌ای شود. و دیگر «دولت‌مردان» و چهره‌های شناخته شدة حکومت اسلامی نیز اگر از موسوی کمتر نباشند به هیچ عنوان بیشتر نیستند. همانطور که گفتیم، اینان آدمک‌هائی هستند که در چارچوب سناریوهای «نظامی ـ امنیتی» یک‌شبه سر از لگن و کاسه و چاله به در آورده‌اند. این چهره‌های مفلوک، و «مسئولیت» در برابر چنین عملیات گسترده‌ای دو مقولة متفاوت و متنافر است.

ما،‌ نقش این جماعت را در کشتار سال‌های 60 انکار نمی‌کنیم و آن را قابل اغماض و چشم‌پوشی نمی‌دانیم، ولی به «حکم منطق»،‌ در برابر کسانیکه ساختارهای «نظامی ـ امنیتی» و خصوصاً «محافل» را از این جنایات مبرا می‌نمایانند به شدت مقاومت می‌کنیم. مسئولان اصلی این جنایات، هم امروز در ایران هستند و در چارچوب ساختارهای «امنیتی ـ نظامی» شاهدیم که با چه تردستی تمامی بحران‌سازی‌ها، مشروعیت‌بافی‌‌ها، لشکرکشی‌های خیابانی و سربازگیری‌های «سیاسی ـ امنیتی» را سازماندهی می‌کنند. مسئولان واقعی آنچه بر ملت ایران گذشته همین ساختارهای مزدور و خودفروخته‌اند. ساختارهائی که پس از کودتای میرپنج نخست توسط انگلستان و بعدها با همکاری آمریکائی‌ها در ایران پایه‌ریزی شده‌، و هنوز نیز تحت اوامر هم‌ اینان، امور کشور را به طور مستقیم اداره می‌کنند. اینان نه چهره‌های شناخته شده‌ دارند، و نه بنیادهای رسمی به نام‌شان افتتاح شده؛ اینان محفل‌نشینان‌اند.

این محافل، از خانواده‌ها، گروه‌های کم‌شماری از «دوستان»، و روابط و بده‌بستان‌هائی ظاهراً «بی‌خطر» و «بی‌نظر» و سرشار از مهر و محبت تشکیل شده‌اند. ولی آنچه در این میانه از اهمیت برخوردار می‌شود ریشة ارتباطات واقعی این محافل با ساختارهای نظامی استعماری، و خصوصاً سفارتخانه‌های کشورهای استعمارگر در ایران است. به طور مثال، در تحلیل مسائل دهة 60، بعضی‌ها فراموش می‌کنند که خانوادة خیامی هنوز نمایندة تام‌الاختیار شرکت انگلیسی «هیلمن» در ایران است، و خودروهائی که «آقازاده‌ها» از طریق چپاول اموال عمومی گویا در کشور می‌سازند، ‌قطعات‌اش با «اجازة» خیامی‌ها به ایران صادر می‌شود. در سال‌های 60 نیز همین خانواده برای حکومت اسلامی «قطعات» می‌فرستاد. خلاصه، اینکه چگونه آیت‌الله یزدی تبدیل می‌شود به «سلطان کاغذ» و تجارت کاغذ کشور را به زیر نگین انگشتری‌اش می‌گیرد، و یا اینکه محفل محسن رضائی به چه دلیل توانسته قاچاق سیگار ایران را به ملک «پدری‌اش» تبدیل کند، و یا فرزندان خلف لژها به چه دلیل به این صرافت افتادند که محمدرضا مهدوی‌کنی را بجای شریف‌امامی در مقام «پدرمعنوی‌شان» ارتقاء درجه بخشند، در بررسی جنایات دهة 60 گویا هیچ اهمیتی ندارد! ولی در همینجا بگوئیم، این محافل هستند که جنایات دهة 1360 را سازماندهی کردند و تحت نظارت استعمار به مورد اجرا گذاشتند.

به عنوان ایرانی نمی‌پذیریم که تحت عنوان «بررسی» تاریخی مسائل معاصر کشور،‌ دست اینگونه محافل از جنایات پاک شده، و موجود مفلوک و بی‌ستاره‌ای به نام موسوی جهت نجات مسئولان واقعی این کشتارها به میانة میدان «جرم‌شناسی» کشور پرتاب شود. هر چند نویسندة این وبلاگ برای موسوی کمترین احترامی قائل نیست، مزین کردن وی به «مدال جنایات سال‌های 60» فقط توطئه‌ای است جهت تطهیر دست‌اندرکاران اصلی این جنایات. توطئه‌ای که اخیراً مستقیماً از آمریکا آغاز شد، و در سایت‌هائی که تا حال تمایلات «موسوی‌پرستی‌شان»‌ بی‌عیب و نقص می‌نمود به شدت انعکاس پیدا کرده. حضورشان بگوئیم، موسوی «مسئول» این جنایات نیست، یکی از ابزار و ادوات جنایتکاران است.

در عمل، به همین دلیل است که بررسی تبعات سیاست‌های خارجی در کشور ایران در این مقطع از اهمیت برخوردار می‌شود. الیزابت دوم، ملکة انگلستان که امروز نظارت عالیه بر شبکة امپراتوری بریتانیا را عهده‌دار است و از قضای روزگار رهبر واقعی کودتاچیان ایرانی‌نما نیز به شمار می‌رود، طی چند سال گذشته دست به سه سفر تعیین‌کننده زده. نخست به ایالات متحد رفت تا ارتباطات بنیادین بین سرمایه‌داری‌های بریتانیا و آمریکا را که دولت جرج بوش دوم متزلزل کرده بود «قوام» بخشد. نتیجة این سفر بسیار با اهمیت پس از فروپاشی نئوکان‌ها در آمریکا و برکناری «تونی بلر» علنی شد. علیاحضرت سپس سری به آنکارا زدند تا به روسیه، چین و هند حالی کرده باشند، ترکیه هنوز از جمله «املاک» پدری‌ ایشان است. و نهایت امر سفر ملکه را به امارات شاهد بودیم. سفری که بازتابی است از حساسیت‌های لندن به خلیج‌فارس و تنگة هرمز؛ اگر نگوئیم حساسیت به «نفت رایگان» که از این مسیر به دست حضرات می‌رسد.

ولی تا آنجا که به وضعیت و سرنوشت امپراتوری بریتانیا مربوط می‌شود، به مصداق مثل معروف «خر همیشه خرما نمی‌آورد»، سفرهای علیاحضرت نتوانست نتایج مثبتی به همراه بیاورد، اینهمه به این دلیل که روسیه، پس از سر برداشتن از انزوای بلشویسم، شاید هم به دلیل تجربة ناموفق گذشته، دیگر حاضر نیست همچون دوران «جنگ سرد»، جهت تقابل مقطعی با سیاست‌های واشنگتن به بریتانیائی «باج» استراتژیک بدهد که اکنون به سختی نفس می‌کشد. امروز روشن است که دلیل اصلی به قدرت رسیدن اوباما در واشنگتن، حمایت همه جانبة‌ انگلستان از «نامزدی» وی بوده؛ اوباما رئیس‌جمهوری بود که گویا می‌بایست دست در دست کامرون، کمر سیاست روسیه را در اروپای مرکزی «خرد» کند! ولی همان روزها در تحلیل سفر رسمی اوباما به جمهوری چک نوشتیم،‌ نه اوباما مرد این میدان است و نه دیگر آمریکا می‌تواند چنین ریخت‌وپاش‌هائی را تحمل نماید. نشان به این نشانی که آمریکا همانطور که می‌بینیم اروپای مرکزی را بکلی «فراموش» کرده.

مسئلة اعمال «تحریم‌های» اقتصادی بر علیه ملت ایران نیز پروندة دیگری شد که چوب آن را اگر ایرانیان خوردند، لندن نیز به نوبة خود آن را نوش‌جان کرد. همزمان، هم شرکت‌های انگلیسی در لندن ورشکست شدند، هم طرف‌های «ایرانی‌نما» و وابستگان به انگلیس در تهران به افلاس افتادند، و هم اینکه فروپاشی تجارت «زیرجلکی» جمکرانی‌ها با امارات، صدها میلیون دلار به این کشور خسارت وارد آورد. خسارتی که جبران آن در شرایط فعلی غیرممکن می‌نماید. در نتیجه سفر علیاحضرت به امارات همانطور که آنروزها در وبلاگ «امارات و خسارات» گفتیم، بیشتر «خسارات» به همراه آورد تا منفعت!

از این مجموعه سفرها فقط سیطرة انگلستان بر ترکیه باقی مانده بود، که این پرونده نیز با «انتخابات» اخیر ترکیه و «پیروزی» کم‌رنگ و بی‌فردای اردوغان، و عقب‌نشینی‌های تماشائی‌ای که پیشتر آنکارا در مورد «نوار غزه» و پروندة «صلح»‌ خاورمیانه صورت داده بود، تیر خلاص را دریافت کرد. شاید به همین دلیل است که امروز اوباما سراسیمه پرچم انگلستان را از زمین برداشته و همان راهی را برگزیده که شش سال پیش وزیر دفاع انگلیس در اینکشور دنبال می‌کرد: مذاکره با طالبان!

به صراحت بگوئیم، برای این نوع سیاستگزاری مشکل می‌توان عاقبت خوش متصور شد. نمی‌باید فراموش کرد که «مذاکره با طالبان» در وحلة نخست به معنای تهدید روسیه است. اگر آمریکا می‌توانست در محدودة نفوذ کرملین، طالبان و اسلامگرایان آسیای مرکزی را در قدرت سیاسی «شریک» کند، دیگر نه دلیلی برای عملیات 11 سپتامبر وجود داشت و نه اصراری جهت حضور نظامی در افغانستان. خلاصه این ره که اوباما می‌رود نه به انگلستان که به ترکستان است؛ و همانطور که بالاتر گفتیم فقط یک معنا می‌تواند داشته باشد: تهدید مستقیم مسکو، جهت باجگیری در بحران‌هائی که واشنگتن و لندن دیگر از پس مهارشان بر نمی‌آیند. به عبارت دیگر، از طریق تهدید مسکو، اوباما از کرملین می‌خواهد که جهت پایان دادن به مسئلة بغرنج لیبی و بحرانی که در سوریه به راه افتاده با غرب همراهی بیشتری نشان دهد. باید دید این همراهی خود را در چه مسیرهائی «نشان» خواهد داد؛ اگر اصولاً چنین همراهی‌ای عملی باشد.

پرواضح است که بازتاب این بحران‌سازی‌ها مستقیماً پای به مرزهای ایران بگذارد. حکومت اسلامی در درون مرزها، در جنگی اعلام نشده بر علیه ملت ایران شرکت کرده. امروز تحت عنوان مبارزه با مواد مخدر بیشتر از آنچه سربازان انگلیسی و آمریکائی در جبهه‌های افغانستان و عراق آدم می‌کشند، آیت‌الله لاریجانی انسان بر سر دار می‌فرستد. باید پرسید در مملکتی که سر هر کوچه‌اش فروشندگان مواد مخدر به شمار فراوان حی و حاضرند اینهمه «اعدام» برای مبارزه با مواد مخدر چه معنا و مفهومی جز قتل‌عام ملت ایران می‌تواند داشته باشد؟ به صراحت بگوئیم، مسئله مبارزه با مواد مخدر نیست؛ این جنگی است که حکومت اسلامی بر علیه ایرانیان به راه انداخته و سعی دارد با عناوین دهان‌پرکن آن را بزک کند.

با فعالیت دوبارة روزنامة «اعتماد ملی» که عمدتاً مواضع شیخ مهدی کروبی را منعکس می‌کند، این گمانه به یقین تبدیل می‌شود که تهدید آمریکا بر علیه روسیه به افغانستان محدود نخواهد ماند. این مسئله‌ مسلماً‌ نیازمند توضیح و تشریح بیشتری است، ولی به صورت سربسته بگوئیم که تریبون دادن به شیخ کروبی، یعنی به اصلاح‌طلبان، خصوصاً به شیوه‌ای که سفارت انگلستان توصیه می‌نماید، یعنی از طریق «مردم‌سالاری» و غوغاپروری به صراحت به معنای تهدید منافع روسیه در خاورمیانه، و حتی تعلیق مذاکرات صلح «اسرائیل ـ فلسطین» می‌باید تلقی شود. به همین دلیل بالاتر نیز گفتیم که عکس‌العمل سیاسی و دیپلماتیک روسیه در راه خواهد بود، عکس‌العملی که در قبال تهدیدات جدید آمریکا شکل می‌گیرد.


نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل(بارگیری)

نسخة پی‌دی‌اف ـ سکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل‌دن

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ تینک‌فری

نسخة پی‌دی‌اف ـ باکس‌نت

نسخة پی‌دی‌اف ـ کلمه‌ئو

نسخة پی‌دی‌اف ـ داکس‌تاپ

نسخة پی‌دی‌اف ـ هیوج‌درایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ دیوشیر

نسخة پی‌دی‌اف ـ پی‌بی‌ورکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ ستورگیت

نسخة پی‌دی‌اف ـ آرونا

فیلترشکن‌های جدید20ژوئن2011

surfdebthelp.tk
freedeltaoptions.tk
razorsharp.tk
backslash.tk
surfrewards.tk
lossesproxy.co.cc
proxy-me.tk
forexracing.tk
exoticforex.tk
normalforex.tk
androidwebnetworkinfo36.tk
surffb.tk
monumentalforex.tk
proxsieloopsurfer.tk
smart08.tk
rareforex.tk
strikingforex.tk
zoepy.com
fastprojection.com
digitalconverters.info
fastmatrixtheory.com
hiddenbrowser.com
epictunnel.com
boomtunnel.com
halfmoonbeach.in
ubertunnel.com
keepunlimitedweb.info
blazetunnel.com
topunlimited.tk
happyhope.tk
nitecore.tk
forexlover.us
anonymousproxying.tk
surfbuddy.tk
page011.info
brokerproxy.info
proxy-acne.co.cc
fastultimateweb.info
dietproxy.co.cc
gisproxy.tk
lockhoney.tk
newbiepass.info
quicksecurehide.info
proxyparade.tk
greathelp.info

No Comments

اعدام و استخدام

No Comments

نو یو کنت

No Comments

دائی‌جان ایر

No Comments

خرکره و طاووس

No Comments

کشتی و کازرون

0

قرار گرفتن یکی از مهم‌ترین شرکت‌های کشتیرانی انگلستان در مرز ورشکستگی کامل، که به ادعای خبرگزاری‌ها بازتابی است از تحمیل تحریم اقتصادی سازمان ملل بر ملت ایران، همزمان پرده از چند مسئله برداشت. نخست اینکه، ارتباطات حکومت اسلامی با سرمایه‌سالاری غرب به مراتب بیش از آن است که جمکرانی‌ها بتوانند با ریش‌وپشم و سجاده و چادرسیاه پنهان‌اش دارند. خلاصه، اینکه ارتباطات جمکران با شرکت‌های غرب به چه مواردی «محدود» می‌ماند، در شرایطی که دولت‌های پیاپی در تهران، آمریکا را «شیطان بزرگ» و انگلستان را از «اذناب» آن می‌خوانند، اهمیتی ندارد. این ارتباطات از دیرباز وجود داشته، و موجودیت حکومت اسلامی منوط به حضور و تقویت همین ارتباطات است. بارها گفته‌ایم باز هم می‌گوئیم، ‌ بدون حمایت غرب، خصوصاً سرمایه‌داری‌های واشنگتن و لندن، و بدون پشتیبانی لوژیستیک سازمان ناتو، اصولاً روز 22 بهمن 57، حکومت اسلامی نمی‌توانست بر ملت ایران تحمیل شود. دود این غائلة «دین‌فروشی» و «انسان‌ستیزی» از کندة آمریکا و متحدان‌اش برمی‌خیزد.

اما ورشکستگی شرکت کذا مطلب دیگری را نیز علنی کرد؛ تحریم‌ها به هیچ عنوان ارتباطی با تسلیحات و ارتباطات «نظامی ـ هسته‌ای»‌ با حکومت جمکران ندارد. چرا که این نوع محموله‌ها نه از طریق شرکت‌های عادی که از راه‌های ویژه به دست جمکرانی‌ها رسیده و خواهد رسید. بله، این را نیز همان روزها که سازمان به اصطلاح «ملل» تحریم‌ها را مورد تأئید قرار داد گفتیم که این سازمان رسوا در عمل محاصرة اقتصادی ملت ایران را مورد تأئید قرار داده، نه محاصرة نظامیان در حکومت اسلامی را. مگر ارسال جنگ‌افزار به کشور ایران در چه حدی صورت می‌گیرد که توقف فرضی آن بتواند یک شرکت کشتی‌رانی انگلستان را ورشکست کند؟ در واقع صادرات غیرنظامی به ایران متوقف شده، صادراتی که مربوط به مصارف خانگی، شخصی و صنایع عادی می‌شود.

اگر بخواهیم تصویری کلی‌تر از شرایط ارائه دهیم، می‌باید بگوئیم که دولت‌های غرب و طرف‌های غیرغربی با کشاندن حاکمیت دست‌نشاندة آخوندی به نقطة مورد نظر، در عمل هر یک سعی دارد درآمدهای مالی و اقتصادی‌اش را از قبل سرکوب و تاراج ملت ایران «بهینه» کند. ‌ دعوا بر سر «بمب» نیز بهانه‌ای است جهت دستیابی به همین نقطة مطلوب! نقطه‌ای که پس از فروپاشی شرایط «جنگ‌سرد» در مرزهای روسیه، خصوصاً در پی شکل‌گیری حکومت جدید فدراسیون روسیه که نوعی الیگارشی «نظامی ـ امنیتی» است به اوج خود رسیده. جالب اینکه، پاسخ غرب به تهدید منافع مالی‌اش سر هم کردن بساط «اصلاح‌طلبی» بود؛ مشتی عمال دست‌نشانده‌اش را تحت عنوان «آزادیخواه» به میدان فرستاد تا از درون حکومت اسلامی به خیال خود سدی در برابر گسترش نفوذ روسیه ساخته باشد. دولت‌های غرب که در خواب و خیال‌شان «خواب پشم»‌ ما ملت را خیلی خوب در کف داشتند، فراموش کرده بودند که اعمال سیاست‌ در تقابل با مواضع‌ یک قدرت جهانی، خصوصاً در مرزهای جغرافیائی این قدرت، دیگر نمی‌تواند در چارچوب «توافقات» دوران «جنگ‌سرد» انجام شود.

این همان واقعیتی است که امروز در برابر غرب قد علم کرده. پایتخت‌های غرب نه می‌خواهند از دکان پرمنفعت «اسلام‌فروشی» دست بشویند، نه می‌توانند بار دیگر این «ریش‌پهن‌ها» را به بهانه‌های خلق‌الساعه به ملت ایران بفروشند، و نه از منظر دیپلماتیک این امکان وجود دارد که روسیه را به «خرابکاری» در امر اصلاحات «متهم» کنند! از این مجمل بخوانیم حدیث مفصل! نتیجه این شده که «رادیوفردا»، مورخ 21 خردادماه 1390، از قول مدیر شرکت روبه‌ورشکستگی که نمایندگی کشتیرانی حکومت اسلامی را در اختیار دارد و بر مزار مشتری خوب خود اشک ماتم می‌ریزد، چنین می‌نویسد:

«حال که یک مشتری بزرگ را از دست داده‌ایم، جایگزین کردن آن با یک مشتری بزرگ دیگر، در کوتاه‌مدت کار بسیار دشواری خواهد بود.»

مسلم است! مگر بازار صدساله را می‌توان یک‌شبه به دست آورد؟ ولی آنچه در خبرهای «رادیوفردا» نخواهیم خواند این است که «ورشکستگی» شرکت کشتیرانی کذا در عمل به معنای افتادن نان یک یا چند شرکت دیگر در روغن حکومت اسلامی است. شرکت‌هائی که یا با سرمایة مشترک «روسیه ـ آمریکا» تأسیس شده،‌ و یا سرنوشت‌شان به دست محافل دیگری افتاده، و نام‌شان را فقط زمانی از بلندگوی رادیوفردا خواهیم شنید که همچون شرکت «جانسون استیونس» نان‌شان آجر شده و تشت رسوائی‌شان از بام‌ بیفتد. مسلم بدانیم اینگونه اخبار از داخل ایران نیز به دست‌مان نخواهد رسید. از روز نخست، برای عملی کردن همین «لاپوشانی‌ها» اعمال دیکتاتوری، سانسور مطبوعات و سرکوب ملت ایران توسط ملاها و قمه‌کش‌های‌شان تحت عنوان «حکومت مقدس» بر ملت ایران تحمیل شده.

در شرایطی که فهرست شرکت‌های غربی مرتبط با تجارت خارجی حکومت اسلامی از کشور اسرائیل و جزایر اشغال شدة مالت و قبرس گرفته تا آلمان و آمریکا هر روز مفصل‌تر و طویل‌تر می‌شود‌، طنین عربدة «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» که در تظاهرات «فرمایشی» از حلقوم عملة فاشیسم در ایران به گوش می‌رسد تماشائی‌تر از دیگر صحنه‌هاست. در همین راستا، نوکران آمریکا جهت تأمین منافع طرف‌های غربی در تهران دست به عملیات ایذائی زده و با دستگیری مشتی افراد «ناشناس» که حجت‌الاسلام مصلحی آنان را «جاسوسان» آمریکا معرفی می‌کند، به درگیری‌های «مسکو ـ واشنگتن» بر سر اموال ملت ایران و ملاخور کردن «سهم انگلستان» مرحلة جدیدی افزوده‌اند.

شاهد بودیم که علی خامنه‌ای، مقام معظم رهبری جمکران، با استعفای مصلحی از وزارت اطلاعات به شدت مخالفت کردند. ایشان پس از آنکه آستین‌ها را بالا زده و پای به میدان سیاست روز گذاشتند، هم احمدی‌نژاد را سنگ روی یخ نمودند و هم ثابت کردند که حرف آخر در حکومت اسلامی از مبال «بیت رهبری» به گوش «امت» خواهد رسید. ولی این دعوا از روز نخست از انواع تقلبی و ساختگی بود. دلیل هم اینکه لات‌هائی که تحت عنوان «جنبش سبز»‌ طی 2 سال گذشته فضای جامعه را با «مبهمات‌» و پوچ‌گوئی‌های‌شان آلوده‌اند، و یکی از مهم‌ترین شعارهای «خررنگ‌کن‌شان» ظاهراً «اجرای تمام و کمال قانون اساسی» بوده،‌ هیچکدام به عمل غیرقانونی خامنه‌ای اعتراضی ننمودند. بله، امروز پس از ورشکستگی شرکت انگلیسی، بهتر می‌توان به دلائل «ابقای»‌ مصلحی پی برد؛ تو گوئی وقت آنچنان تنگ است که می‌باید هرچه زودتر نانی به تنور ارباب چسباند. از اینرو مصلحی برای گرم کردن دکان «سبزها»، درست سر موعد مقرر دست به «جاسوس‌گیری» زده! «رادیوفردا»، مورخ 21 خردادماه 1390 «خبر» عملیات خررنگ کن مصلحی را اینچنین بازتاب می‌دهد:

«حيدر مصلحی، وزير اطلاعات جمهوری اسلامی، روز جمعه از بازداشت جاسوس‌های آمريکا در بدنة مديريتی اين کشور خبر داده و گفته است، اوج نفوذ انگليسی‌ها در ايران در دوران دوم خرداد بوده است.»

اگر کسی ارتباط «اظهارات» مصلحی را با ورشکستگی شرکت انگلیسی نبیند، مسلماً «چشماش کوره!» در جفنگیات مصلحی، جالب‌ترین قسمت همان تعلق این 30 جاسوس انگلستان به «بدنة مدیریتی» کشور می‌باید تلقی شود. البته مصلحی در اظهارات خود به شدت انگلستان را «نواخته» و سعی کرده «دوم خردادی‌ها» را تا حد امکان به انگلیس بچسباند. ولی اگر وزیر اطلاعات جمکران حضور یک شبکة گستردة انگلیس در حکومت اسلامی را به «دوم خردادی‌ها» مربوط کرده، همزمان سعی دارد علی خامنه‌ای را که طی سه دهة گذشته عملاً در رأس این حکومت قرار داشته «آلودة» انگلستان نکند. خلاصه مصلحی که گویا در مسجدی در شهرری «وق‌وق» می زده، با زبان بی‌زبانی می‌خواهد به ما حالی کند،‌ «فقط دوم خردادی‌ها افتخار نوکری داشته‌اند؛ حضرت خامنه‌ای نوکر انگلیس نیستند»، چرا که ایشان حامی دولت نهم بوده و هستند:

«خيلی‌ها گفتند اين تدبير ما بود اما من تأکيد می‌کنم که اين تدبير و مديريت ولی فقيه بود که دولت نهم شکل گرفت.»

فراموش نکنیم که «دولت نهم» همان تشکیلاتی است که عین دائی‌جان ناپلئون در جنگ کازرون، ظاهراً «انگلیس‌ها» را تارومار کرده! باید از این ساواکی دستاربند بپرسیم، اگر با «تدبیر» ولی‌فقیه دولت نهم شکل گرفت، چرا «ولی‌فقیه» ‌و دولت مثل سگ‌ هار به پاچة یکدیگر پریده‌اند؟ در ثانی، مگر همین دولت «ضدانگلیسی» جنابعالی را از پست وزارت اطلاعات برکنار نکرد؛ سرکار از جمله «انگلیسی‌ها» نبودید؟

ادامة بحث در اینمورد را می‌باید در ابعادی دیگر دنبال کنیم. حکومت اسلامی به تمامی معنا به آخر خط موجودیت‌اش رسیده. وزارت اطلاعات با عنوان کردن اینکه گروه‌هائی در «بدنة مدیریتی» کشور وابسته به انگلستان بوده‌اند و قصد داشتند در مسائل کشور اخلال نمایند، نه برای رژیم کسب مشروعیت می‌کند و نه برای وزارت اطلاعات. این چه نوع وزارت اطلاعات است که در رابطه با یک وبلاگ هفتاد نفر را دستگیر می‌کند، ‌ولی در «بدنة مدیریتی» کشور یک شبکة «خرابکار» و وابسته به انگلستان را سال‌ها و سال‌ها «نمی‌بیند»؟ چنین «وزارت اطلاعاتی» یا کور است، یا خودش به انگلستان وابستگی دارد.

در عمل، فقط جهت گرم کردن تنور «جنبش سبز» بود که علی خامنه‌ای پا در میانة دعوای احمدی‌نژاد و مصلحی گذاشت؛ سکوت عوامل «سبز» در این دعوا بهترین دلیل بر ادعای ماست. امروز هم در دنبالة همین جریان‌سازی‌هاست که وزارت اطلاعات در «بدنة مدیریتی» کشور شبکة انگلیسی کشف می‌کند! منابع تغذیة حکومت اسلامی، همانطور که ورشکستگی شرکت کشتی‌رانی انگلیسی به صراحت نشان ‌داده،‌ به سرعت محدود و محدودتر می‌شود و این حکومت که از ریشه وابسته به سیاست‌های استعماری است جهت توجیه موجودیت خود اینبار دست از مبارزه با آمریکا برداشته، یقة انگلستان را گرفته. ولی این سئوال مطرح می‌شود که بر این زورق شکسته، با بادبان فرسودة مبارزه با آمریکا و انگلیس تا کجا می‌توان به دریانوردی نشست.

البته دستگیری اعضای یک شبکة گسترده از عوامل انگلستان در «بدنة مدیریتی» کشور می‌تواند صحت داشته باشد، و می‌تواند صرفاً یک دروغ تبلیغاتی و هیاهوی رسانه‌ای باشد. ولی عمل وزارت اطلاعات در انعکاس این «خبر» می‌باید اعلام خطر به عوامل همین «شبکه» تلقی گردد. به این ترتیب، مصلحی همزمان دو پیام را به مخاطب ارسال می‌کند. نخست اینکه اگر 22 خرداد نجنبید، ‌ اهرم‌ها بکلی از دست‌مان به در می‌رود و همه‌تان «بی‌پدر» خواهید شد. پیام دوم نیز روشن است. وزیر اطلاعات «محبوب» مقام معظم، با سخنرانی خود در واقع مراتب چاکری و دست‌بوسی علی‌ خامنه‌ای را به محضر «سیاست‌های» جدید «مخابره» کرده! ولی شمشیر این نوع سخنرانی‌ها همیشه دو لبه دارد؛ چرا که هم آب در لانة «دولتی‌ها» و به قول خودشان «بدنة مدیریتی» خواهد انداخت و چه بسا که پشت حاکمیت را خالی ‌کند،‌ و هم راه مقام معظم را جهت سیاست‌بازی‌های آینده سد خواهد کرد.

اما تلاش‌های مصلحی در زمینة به ارزش گذاشتن میعاد 22 خرداد، آنقدرها تأثیر نخواهد داشت. نخست اینکه، اگر ملت ایران دو سال پیش،‌ در اعتراض به آنچه «نتایج» انتخابات خوانده شد به خیابان‌ها آمد،‌ کاری با این به اصطلاح «انتخابات» نداشت. مسئلة اصلی بیشتر تلاشی عمومی و خیزشی فراگیر جهت رهائی از سلطة توحش حکومت اسلامی بود؛ ملت ایران با شعار «مرگ بر حکومت اسلامی» به خیابان آمده بود. مشکل می‌توان پیش‌بینی کرد که روز 22 خردادماه آینده ملت ایران جهت بزرگداشت «تقلب‌های انتخاباتی» و جانب‌داری از احمدی‌نژاد و یا موسوی به خیابان‌ها بیاید.

به استنباط ما آقای مصلحی این امر را بهتر از هر کس دیگری می‌داند؛ ‌ جاسوسان و خبرچینان ایشان گزارش‌ها را قبلاً داده‌اند! در نتیجه مصلحی با فراافکنی و سخنرانی‌های کودکانه سعی دارد نبود هر گونه تحرک خیابانی را در این «میعاد» به اعتبار و قدرت فرضی وزارت اطلاعات «سنجاق» کند؛ به قولی روغن چراغ ریخته را نذر مسجد کرده‌!

اگر وزارت اطلاعات قصد دارد چنین بنمایاند که «سکوت» مرگبار روزهای آینده در شهرهای بزرگ فقط به دلیل «دلیری» مقام معظم، کارآئی وزارت اطلاعات و هشیاری «سربازان گمنام امام زمان» صورت گرفته، لاف در غربت می‌زند. کسی برای «بساط» جنبش سبز و الله‌اکبر گفتن به خیابان‌ها نخواهد آمد، چرا که موسوی، کروبی و دیگر «سبزها» اعتباری ندارند؛ آتشی که زیر خاکستر خوابیده اینبار نه برای حمایت از اینان که فقط به قصد گذاشتن نقطة پایان بر موجودیت حکومت آخوندها شعله‌ور خواهد شد. و در چنین میعادی مشکل می‌توان از «خرد» فرضی مقام معظم و کارآئی شبکة انگلیسی‌های «بدنة مدیریتی» کمک گرفت.

برخلاف توهمات وزارت اطلاعات، در مقطع «رد تمامیت حکومت اسلامی» است که کارت‌ها بازی خواهد شد، نه در شرایطی که امثال مصلحی تمامی عملة استعمار را همچون «چارپایانی» که برای داغ زدن بر کپل‌های‌‌شان به صف کرده‌اند، به خیابان‌ها می‌فرستند تا زمینة مناسب جهت مذاکرات اربابان‌ در فرنگ با قدرت‌های «غیرخودی» فراهم آید. خدمت وزارت اطلاعات بگوئیم، دورة این نوع «انقلاب‌های» رنگارنگ و نمایشی دیگر به سر رسیده؛ نه انقلابی در کار خواهد بود، و نه کشت‌وکشتار و آتش‌سوزی و براندازی. خلاصه،‌ حکومت اسلامی و ابواب‌جمعی‌اش می‌باید شرشان را برای همیشه از سر ملت ایران کم کنند.


نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل

نسخة پی‌دی‌اف ـ گوگل(بارگیری)

نسخة پی‌دی‌اف ـ سکریبد

نسخة پی‌دی‌اف ـ فایل‌دن

نسخة پی‌دی‌اف ـ داک‌ستاک

نسخة پی‌دی‌اف ـ تینک‌فری

نسخة پی‌دی‌اف ـ باکس‌نت

نسخة پی‌دی‌اف ـ کلمه‌ئو

نسخة پی‌دی‌اف ـ داکس‌تاپ

نسخة پی‌دی‌اف ـ هیوج‌درایو

نسخة پی‌دی‌اف ـ مدیافایر

نسخة پی‌دی‌اف ـ دیوشیر

نسخة پی‌دی‌اف ـ پی‌بی‌ورکس

نسخة پی‌دی‌اف ـ ستورگیت

نسخة پی‌دی‌اف ـ آرونا

فیلترشکن‌های جدید12ژوئن2011

slidingclose.tk
memberproxies.co.cc
seeproxy2011.tk
amazingdeep.tk
surfdepot.tk
you-proxified.info
solarpanelnet.tk
collegefund.tk
page006.info
blastproxy.tk
dropproxy.com
undersurfnet.tk
vacationsurf.tk
proxy-unblock.tk
surf-speedy-web-speed.tk
surf-hide-web-undefined.tk
mostradingforexproxy.tk
sole06.tk
exxon-forex.tk
galaxyhide.tk
proxysevere.tk
fetchnet.tk
fasterwebproxy.tk
sole05.tk
unblockmoskepu.tk
lamborghini-proxy.tk
ipad-app-developer-proxy.tk
yesinsurance18.tk
lawaccessloan.tk
mustbrowsing.co.cc
yarddog.tk
flashanonymous.info
freebroker.tk
itsproxytime.co.cc
unblockontwitter.info
downtheroad.tk
anonimouszone.co.cc
unblock-sites.tk
wiredfunny.tk
fatherproxy.info

No Comments